تبليغاتX
رهایی را فریاد کن


















رهایی را فریاد کن

آيا تا به حال با خود فكر كرده ايد كه در بسياري مواقع ما زنان چرا از داشتن نامي خاص (معرفه) محروم بوده ايم.نام هايي كه گاه بر روي ما نهاده اند در معناي عام و اسم نكره هستند.اسم هايي همچون (لاكوي)كه روي ما دختران گيلكي مي گذارند و اسم هايي مثل (ميره)و(كيجا)كه در مازندران،جملگي به معناي((دختر)) است.گذاردن چنين اسم هايي بر ما زنان مانند آن است كه به زبان فارسي براي نوزادي اسم ((دختر)) را انتخاب كنيم.امااز نام شخص كه بگذريم افكار واعتقادات ما نيز در اين جامعه ي مردانه از داشتن نام محروم است.تمامي انديشه هاي گوناگون لااقل در حوزه ي نام گذاري اجازه طرح دارند: سوسياليسم،ليبراليسم،ناسيوناليسم و...اما هنگامي كه به((فمينيسم))مي رسيم فضاي موجود غبارآلود مي شود.واين كه چرا يك زن كه به طور تخصصي در مسائل زنان كار وفعاليت مي كند،از داشتن نامي براي انديشه خود محروم است.با وجود اين كه مي دانيم((نام)) در واقع بار هويت بخشي دارد ودر حقيقت محروم كردن از نام،معادل به رسميت نشناختن موجوديت و هويت متفاوتي است كه بر پايه ي انديشه اي متفاوت شكل گرفته است.بعداز دوم خرداد 1376 دموكراسي،تكثرگرايي وجامعه مدني به سخن مسلط در جامعه تبديل شد.اما اين سخن مسلط تا چه حد منافع زنان را در بر مي گيرد؟در واقع وقتي از تكثر در همه ي ابعاد اجتماعي صحبت مي كنيم بايد اين اتفاق درمورد انديشه و واژگان مربوط به زنان هم بيافتد كه متاسفانه جامعه در اين زمينه سرسخت ترين بعد در حوزه ي تحولات نوين در يك جامعه ي سنتي يعني بعد اخلاقي را در مقابل زنان علم مي كند.بديهي است در جامعه اي سنتي حفاظت از وضعيت نابرابر بين زن و مرد كه يكي از روابط حاكم بر جامعه اي است كه انسانها به دو گروه فرادست و فرودست تقسيم شده اند همواره از ((بعداخلاقي))كه مؤثرترين سلاح است صورت مي گيرد،ودر جوامع مردسالار و سنتي اخلاق اقتدارگرايانه به عنوان يك سري ارزش ها و كارهاي فرمايشي كه وجدان افراد را از كودكي زير تاثير قرار مي دهد،نظامي محدود كننده و سلطه گرانه است وچنين نظام اخلاقي در يك جامعه ي ((مرد محور)) رويكردي همگام با منافع مردسالار مي يابد.بدين معني كه بدي و گناه در چنين نظام اخلاقي نه از سوي وجدان آزاد فرد بلكه از سوي مراكز قدرت در نظام هاي مردسالاري تعيين مي گردد.بدين ترتيب در بسياري موارد اخلاقيات با ماده ها و تبصره هاي نو،ابزاري براي سركوب انديشه، احساسات والگوهاي مستقل رفتاري زنان مي شود تا در برابر انواع جديد نافرماني هاي زن-در كنار شكل هاي قديمي آن- با متنبه كردن اخلاقي او ديگران را نيز هشدار دهند.بدين سان است كه زنان در نظام اخلاقي مردانه وسنتي روزبه روز بيشتر دچار اعمال خشونت دروني و ستمي كه به طور غير مستقيم اعمال مي شود هستند.معني اين سخن آن است كه اعمال اين ستمگري به صورت عقيم گذاردن آمال و احساسات و جلوگيري از بروز انديشه ها و افكار صورت مي گيرد.واز آنجا كه نظام اخلاقي مردانه در جوامع سنتي(ايستا)پاسدار عدم تنوع در زندگي افراد جامعه و به ويژه زنان است از بعداخلاقي هر گونه تفاوتي را گناه شمرده و سركوب مي كند.در واقع،نظام اخلاقي مردسالارانه تحت هر شرايطي وبا توسل به هر حربه اي به عنوان وجداني كه ارزشهايش را از طريق خانواده،دولت،افكارعمومي،مذهب و...به شخص تحميل مي كند،دروني مي شود و شخص آن گاه كه اين ارزش ها راخودي(دروني)مي كندآنها را به صورت اصول وجدان با خود حمل مي كندوبه اين ترتيب زناني كه نافرماني مي كنند،هم چنان توسط وجدان خود محكوم مي شوند؛وجداني كه درهر حال زير چتر وجدان مردانه ي حاكم بر جامعه شكل پذيرفته است.چرا كه وقتي چيزي را به عرصه ي اخلاقيات وارد مي كنيم،در واقع راه را بر چون وچرا كردن مي بنديم يا اميدواريم كه ببنديم.زيرا اخلاق از ارزشهاي جامعه ناشي مي شود ونه از منطق آن.بنابراين ايستادن جلو آن،دليري بسيار مي طلبد.چرا كه وقتي وجه اخلاقي بر تمامي امور زنان حاكم شود،هيچ گروه اجنماعي جرات ابراز نظر در مورد آن را به خود نمي دهد زيرا با ((اتهامات ضد اخلاقي))روبه روست.بدين ترتيب است كه ما زنان از پشتيباني روشنفكري ديني كه متاسفانه وجه غالب سخن ايران امروز رادر اختيار دارد محروم مي مانيم.زيرا در اين مورد تنها زندان وجود ندارد كه از آن بتوان قهرمانانه بيرون آمد بلكه انگ هاي اخلاقي تنبيه كسي است كه از اين مقولات سخن مي راند.پس ترس جاي خود را به گناه مي دهد.زيرا ترفندهاي اخلاقي كه پشتوانه ي همه ي برخوردها ي حذفي قرار دارد بسيار مؤثرتر است تا بيم هاي بيروني!

                                    ادامه دارد

نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 14 توسط سپیدار|

آنچه امروز از آن به عنوان هشت مارس یا روزجهانی زن نام می بریم ریشه در اواسط قرن نوزدهم و دهه های آغازین قرن بیستم دارد.

ایده انتخاب روزی از سال به عنوان روز زن در 23 فوریه 1909 در جریان تظاهراتی در نیویورک رخ داد. دو هزار زن تظاهر کننده با شعار "حق رای برای زنان" پیشنهاد کردند هر سال، یکشنبه آخر فوریه، تظاهراتی سراسری در آمریکا بمناسبت "روز زن" برگزار شود.اما در نتيجه تلاش كلارا تسكين كمونيست برجسته آلماني در سال 1911 به عنوان روز همبستگي جهاني زنان به رسميت شناخته شد.

اعتراضات از خیلی وقت قبل آغاز شده بود. در سال 1857، زنان کارگر کارگاه های پارچه بافی و لباس دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک زدن زنان برهم خورد. البته یک دهه قبل یعنی در سال 1840، زنان آلمان با اعتراض های آرام 19 مارس را روز زن نامگذاری کرده بودند.

یک سال بعد در جریان بزرگداشت قربانیان هشت مارس، فعالان باز هم سرکوب شدند

تظاهرات و اعتراضها زنان در آمریکا در سالهای بعد ادامه پیدا کرد، هر چند با سرکوب شدید پلیس مواجه می شد. موج اعتراضات مرزهای آمریکا را پشت سر گذاشت و به اروپا رسید و با جنبش های سوسیالیستی آن زمان که خواهان عدالتخواهی بودند گره خورد.

حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، کاهش ساعات کار روزانه از مطالبات جنبش زنان در کشورهای مختلف بود.

مبارزات پی در پی زنان در نقاط مختلف دنیا سرانجام سازمان ملل متحد را وادار کرد تا در سال 1975 هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت بشناسد.

تاریخ حضور فعال زنان ایران در عرصه اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ، تاریخی نوپا است ، تاریخی که تنها یک قرن از پیدایش آن می گذرد اما نوع حرکت ، پیشرفت و تاثیر گذاری آن موجب شده که بخش عظیمی از تاریخ معاصر ایران را شامل شود. هرچند که تاریخ نویسان و وقایع نگاران سعی بر ناگفتن و پوشاندن نقش زنان در این میان داشته اند اما انکار نقش موثر زنان در همیپایی با مشروطه خواهان و در ترویج و حفظ شاخص های مدرنیسم که ادعای مردان مشروطه بود ، نا ممکن است. فعالیت زنان ایران که همزمان بامبارزات مشروطه خواهی در قالب طلب حق آموزش و تحصیل و حق حضور اجتماعی برای زنان بود، پس از پیروزی مشروطه بیشتر جنبه سیاسی و اجتماعی یافت. با پیروزی مشروطه و تدوین قانون اساسی نوین که همچون کودک مدرن دوران تحجر شناخته شد ، زنان دریافتند که همچنان چون سفیه و کودک شناخته شده و از حق رای محروم مانده اند. از آن زمان تلاش های زن ایرانی برعلیه تبعیض و ستم جنسی خویش در عرصه سیاسی و اجتماعی شکل گرفت. پایان جنگ جهانی و رفتن نیروهای متفقین از ایران، روی کار آمدن دولت پیشرو در سرزمین تزارهای روس ، و همسایگی ایران با آن خطه و نیز پیروزی مدافعان حق رای زنان در سال 1297 در انگلستان و در سال 1299 در امریکا و آغاز سفر های فرهنگی به اروپا موجب شد که زنان فعال ایرانی ، نسبت به مسائل و مناسبات جهانی زنان عکس العمل نشان دهند. برپایی اولین هشت مارس در ایران در سال 1300 ، بی تاثیر از این وقایع نبود. این مراسم در رشت و به همت " جمعیت پیک سعادت نسوان " برگزار شد. اما پس از آن دیگر یاد و خاطره ای از ادامه برگزاری آن از سوی این جمعیت در دست نیست. با به سلطنت رسیدن رضاخان پس از کودتای 1304، هرچند در ظاهر اتفاقاتی در جهت منافع زنان رخ داد اما جنبش واقعی زنان به تدریج به افول گرایید.(1) و سازمان ها و تشکل های مستقل کم کم جای خودرا به سازمان ها ی فرمایشی و وابسته به دولت وقت دادند. از آن زمان دیگر سندی در برگزاری مراسمی عمومی و علنی بزرگداشت هشتم مارس در دست نیست اما برگزاری این مراسم به طور مخفیانه و خصوصی در خانه ها و منازل شخصی برخی از زنان روشنفکر برگزار می شده است. چندسال بعد، اسناد تاریخی حکایت از برگزاری عمومی این مراسم در سال 1306 از سوی " سازمان بیداری زنان " دارد. هشتم مارس 1357 ، تنها یک ماه از انقلاب می گذشت . و زنان ایرانی که پا به پای مردان خویش درمبارزات ضد استبدادی و ضد شاه مبارزه کرده و از سال ها پیش در زندان ها و شکنجه گاه های شاه به سربرده بودند، دررويارويي با فرامين ضد زن دولت انقلابي ،چونان مادران خویش در دوران مشروطه دچارشوکی تاریخی شدند. این شوک هفتاد سال پیش از آن زنان ایرانی را بهت زده ساخته بود. زنانی که برای پیروزی انقلاب مشروطه دركنار مردان به تلاش برخاسته بودند اما پس از پيروزي مشروطه همچون سفيه و كودك از حق راي محروم مانده بودند. آن روز ، پس از هفتاد سال یک بار دیگر زنان تلاشگر ایرانی شاهد حذف ابتدایی ترین حقوق خویش و رانده شدن از صحنه جامعه شدند. "هفت اسفند 57 دفتر آیت الله خمینی الغای قانون حمایت از خانواده را به دادگاه ها اعلام کرد. یازده اسفند57 برای اولین بار ، اعلام شد که مطابق اصول اسلامی ، زنان نمی توانند قاضی باشند. پانزده اسفند 1357 ( 6مارس 1979)، دفتر آیت الله خمینی اعلام کرد که زنان می توانند به کار خارج از منزل بپردازند ولی با حجاب شرعی" (2). همزمانی صدور این فرامین با ایام برگزاری روز جهانی زن ، موجب شد که مراسم روززن در آن سال با استفاده از فرصت انقلابی و اعتراضي جامعه به شكل تظاهرات گسترده ای در تهران و برخی از شهرستان ها برگزارشود. این جريان اعتراضی با حملات خشونت بار طرفداران حجاب اجباری روبرو شد . اين اعتراض گسترده هرچند برای مدتی کوتاه موجب عقب نشینی حاکمیت در اجباری کردن حجاب شد اما رایج شدن شعار اهانت آميز " یا روسری یا توسری" را به عنوان هديه اين روز ، به زنان برابری خواه ايران عطا كرد.!! سال بعد ، مراسمی از طرف تک و توک سازمان های زنان که درکنارسازمان های سیاسی فعالیت میکردند به مناسبت روز زن برگزار شد. اما با آغاز سال59 زمزمه های انتخاب روز تولد حضرت فاطمه به عنوان روززن در ایران آغازشد. شروع جنگ ایران و عراق و پي آمدهاي داخلي آن كه وقايع هولناك دهه شصت را به دنبال داشت موجب شد كه برگزاري اين مراسم نیز مانند دیگر فعاليت هاي عمومي و اجتماعی در محاق رود. در طول دهه شصت ، این مراسم در محافل خانگی زنان روشنفکر و لاییک به شکل خصوصی و حتی مخفیانه برگزار میشد. در نيمه اول دهه هفتاد این مراسم همچنان در محافل خانگی و خصوصي برگزار میشد . از خرداد 1376 و روی کار آمدن دولت اصلاحات هرچند که هشتم مارس هنوز درخانه ها برگزار می شد اما شکلی گسترده تر ازسابق به خودگرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 17 توسط سپیدار|

برگرفته از مقاله روايتي از تاريخ معاصر جنبش زنان نوشته زارا امجديان كه قبلا در سايت مدرسه فمينيستي منتشر شده بود.

برای این که بدانیم در طی سال‌های گذشته، زنان با چه نوع سیاست‌های بازدارنده‌ای مواجه بوده‌اند و چه استراتژی و تاکتیک‌هایی برای مقاومت و تداوم راه شان برگزیده‌اند، در ادامه مطلب با دقت بیشتری حوادث و رویدادهای تاریخ معاصر را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.

در تیر ماه ۱۳۱۰ رضا‌شاه بعد از تثبیت حکومت‌اش‌، برای تصویب قانونی در مجلس شورای ملی، مبنی بر غیر‌قانونی اعلام کردن فعالیت‌های احزاب کمونیستی و ضد سلطنت به مجلس فشار آورد. اتحادیه‌های کارگری ممنوع شدند. اکثر مجلات و روزنامه‌های دموکرات (با جهت گیری اصلاح‌طلبانه) که بسیاری از آنها به شدت از حقوق زنان حمایت می‌کردند توقیف شدند.اعمال سانسور شدید باعث توقف چاپ حدود ۵۰ نشریه شد؛ بیشتر آنهایی هم که باقی ماندند نشریات رسمی و دولتی بودند که در تهران چاپ می‌شدند.نشریات زنان نیز از این روند برکنار نماندند. در اواسط دهه ۱۳۱۰ نشریه عالم نسوان (به مدیریت ملوک اسکندری) در تهران توقیف شد. جمعیت نسوان وطن‌خواه (به مدیریت محترم اسکندری) در ۱۳۱۱ به دلایل ناشناخته‌ای برچیده شد.و برخی که در دیگر جنبش‌های رادیکال و لیبرال فعال بودند مانند انجمن پیک سعادت نسوان تحت تعقیب و آزار و بازداشت قرار گرفتند.

این سرکوبها در حالی روی داد که ما شاهد بیش از سه دهه فعالیت مستقل زنان بوده‌ایم که این فعالیت ها عموما بر دو محور "‌کسب حقوق سیاسی" و " سواد‌آموزی زنان و ایجاد مدارس" متمرکز بوده‌اند زنان فعال در این دوره توانسته بودند با وجود مخالفت‌های بسیار سنت‌گرایان ، مدارس دخترانه تاسیس کنند و در زمینه حق رای تلاشهای ارزنده‌ای صورت گرفت به عنوان نمونه در ۱۲۹۱.ش در جریان برگزاری انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی روزنامه شکوفه به مدیریت مزین السلطنه (مریم عمید سمنانی) ۱۲ نفر را به عنوان کاندیدای نمایندگی مجلس برگزید و خواستار رای دادن به آنان شد.[1[

و یا تلاش‌های صدیقه دولت‌آبادی در نشریه زبان زنان که در اعتراض به محروم بودن زن ایرانی از حق رای نوشت: "‌ما خیلی افسوس داریم که برادران ما وقتی نظامنامه انتخابات مجلس و انجمن‌های ایالتی و ولایتی و بلدیه را می‌نوشتند برای اینکه ما زنان حق رای نداشته باشیم و شرکت نجوییم ما را در ردیف قاتل‌ها، مجانین و ورشکستگان نوشتند.." [2] فعالان حقوق زنان علاوه بر اینکه در روزنامه ها بر لزوم دادن حق رای به زنان تاکید می‌کردند، با انتشار خبرهای مبارزه زنان اروپایی برای بدست آوردن حق رای، زنان ایرانی را غیر‌مستقیم به تلاش برای احقاق حقوق سیاسی خود فرا می‌خواندند .

این فعالیت‌های مستقل ادامه داشت تا زمانیکه رضا‌شاه در راستای تجدد‌گرایی، اصلاحات اجتماعی و عرفی کردن جامعه را در دستور کار خود قرار داد و بخصوص اصلاحاتی را در حوزه زنان آغاز کرد‌. این اصلاحات با سرکوب انجمن‌های مستقل زنان و نشریات آنها همزمان بود. به نظر می‌رسید که رضا‌شاه با وجود یکه به مسائل زنان تو‌جه داشت اما سعی در کنترل حرکت‌های مستقل زنان داشت. در واقع هدف از آموزش یا کشف حجاب از نظر رضا‌شاه، ساختن زنانی بود که قابلیت ورود به اجتماع همراه مردان متجدد ایران را داشته باشند. مثلاً رضا‌شاه هیچ حمایتی از حرکت‌های زنان برای دستیابی به حق رای نکرد و یا تعدد زوجات همچنان در دوره رضاشاه پابرجا بود و... در چنین شرایطی بسیاری از انها که انجمن‌ها و نشریات مستقل داشتند بعد از توقیف شدن و یا دستگیری و تبعید شدن دیگر نتوانستند به فعالیت‌های خود ادامه بدهند در واقع اعمال فشار توسط دیکتاتوری رضا‌شاه آنها را منفعل و به سکوت واداشت‌. از جمله این فعالان می‌توان از اعضای "پیک سعادت نسوان" (‌جمیله صدیقی و شوکت روستا) نام برد که بعد از تبعید منفعل شدند و به فعالیت‌های خود ادامه ندادند.3

با این حال گروهایی از زنان از علاقه حکومت جدید نسبت به مسایل زنان استفاده کردند چون شاید فکر می‌کردند که نمی‌توانند با دولت به رقابت بپردازند چرا که در طول سالها فعالیت نیز به دلیل بی‌سوادی اغلب زنان، مخالفت رهبران مذهبی و سیستم ارتباطی ضعیف، نتوانسته بودند برنامه‌های خود را به طرز قابل قبولی در میان طبقات پایین و عموم مردم به اجرا در آورند و در نتیجه، دارای ساختاری ضعیف بودند. از اینرو فکر می‌کردند که برای احقاق حقوق زنان بويژه تعلیم و تربیت و تحصیلات زنان، به جذب حمایت قدرت مرکزی احتیاج دارند‌. از جمله این زنان صدیقه دولت‌آبادی از اعضای "جمعیت نسوان وطن‌خواه" بود که بعد از انحلال این انجمن توسط رضا‌شاه و با آنکه بارها مجله او توقیف شد و خودش تبعید، اما همه این عوامل به حذف کامل او از جنبش زنان منجر نشد.
دولت‌آبادی با اتخاذ روش جدید ماندگاری را برای خود و فعالیت‌هایش حفظ کرد تا جایی که در سال ۱۳۱۶ خورشیدی ریاست کانون بانوان را که به فرمان رضا شاه تشکیل شده بود به عهده گرفت
.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 15 بهمن1389ساعت 15 توسط سپیدار|

ديروز يازدهم آذر ماه 1389 بعد از گذشت 9سال بررسي نكردن پليس در هرج ومرج قانوني كه هيچ وقت چيزي جز يك لاشه بد بو نبوده زني ديگر به اسم شهلا جاهد اعدام شد.

با شنيدن اين خبروراستش چندي قبل با خبر سنگسار سكينه آشتياني كه خوشبختانه فعلا با كمك فعالان داخلي و خارجي روند  اين حكم قرون وسطايي كند شده،اولين جرقه هاي ساخت اين

وبلاگ به سرم زد.جايي كه شايد بشه دردهايي از جنس زن رو با تمام شما در میان گذاشت(چه آنهايي كه

مي دانند وياري مي كنند وچه آنهايي كه بر ندانستن خود پافشاري).متاسفانه

تاريخ بشر فراوان جنايتهايي بي رحمانه را با نام آزادي تحويل چندين هزار نسل چون ما داده.

ولي اي بانو(مخصوصا تو،زن ايراني) آيا تا به حال با خود فكر كرده اي كه سهم تو از تمام

اين جنايتها حداقل زادن موجوداتي درنده بوده.(البته نه تمام مردان،كه در میان انها هستند انسانهايي بزرگ اعم

از زن ومرد)ولي رنجهاي تو چيزي بيش از اينهاست.هرچند براي گفتن حقايقي پر خون

زباني صريح و عريان لازم است ولي نمي دونم چرا هر وقت قلم به دستم مي رسه شروع مي كنم به لفاظي وشاعرانگي كردن.به هر حال اين پست سخني كوتاه بود براي شروع راهي بلند...

نوشته شده در جمعه 12 آذر1389ساعت 3 توسط سپیدار|


آخرين مطالب
» اخلاق سنتي در مقابل نظام واژگان زنانه
» به مناسبت صدمين سالروز جنبش آزادي خواهي زنان جهان
» تقویم تاریخ و استراتژی‌های زنان ایرانی
» سخن اول
Design By : Pars Skin